چندین سال پیش بود . شاید هفت هشت سال پیش . با جمعی از دوستان رسانه ای و روزنامه نگار نشسته بودیم و به مناسبتی حرفی از آقای دعایی مدیر مسئول روزنامه اطلاعات پیش آمد. هر کسی چیزی گفت . یکی می گفت سعید امامی مرتب با عطا [ مهاجرانی ] جلسه دارد . یکی می گفت تمام پاورقیهای اطلاعاتی روزنامه را سعید امامی به حاجی می دهد . یکی می گفت تنها روزنامه ای که مطالب سعیدی سیرجانی را چاپ کرد ، اطلاعات بود . یکی از نوشته های مسعود بهنود و تعریف و تمجید از برخی فراماسونهای نام و نشان دار در اطلاعات صحبت می کرد . یکی به صفحه اموات این روزنامه اشاره می کرد که تنها جایی است که فسیلهای جبهه ملی و نهضت آزادی در آن می توانند عرض اندام کنند .

خلاصه هر کسی چیزی می گفت و من احساس کردم که باید در این محفلی که هر کسی از چپ و راست دارد پشت سر آقای دعایی حرفی می زند و شاید غیبتی محسوب شود ، دفاعی از آقای دعایی کنم . به همین دلیل گفتم : ولی آقای دعایی آدم خاکی و مردم داری است . من خودم بارها دیده یا شنیده ام که توی خیابان ، کسانی را که ایستاده اند - هر کسی می خواهد باشد - سوار کرده و او را به مقصدش رسانده است.
یک روحانی رسانه ای که در جمع ما بود و بزرگتر ما محسوب می شد ، با خنده معناداری ، نه گذاشت و نه برداشت و گفت :
اشکال آقای دعایی هم این است که هر کسی را سوار می کند ! بر عکس کیهان که نمی گذارد هر کسی با استفاده ابزاری از روزنامه اش به مقصدش برسد !
بی آنکه دست خودمان باشد همگی برایش دست زدیم ؛ با اینکه آنروزها دست زدن خیلی عُرف نبود !
مرتبط : تفاوت کیهان و اطلاعات از نظر دعایی




